ادمان یعنی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ادمان یعنی ...

اِدمان = اتمان edman

شرح نخست : اِدمان  edman " عربي " ( مصدر متعدي ) پيوسته و همواره دائم كاري را كردن . مداومت (1)

اين واژه را درعربي داريم كه در فارسي معادلش ورزش است .

اِدمان : عربي ((بكسر همزه)) مداومت كردن . ادامه دادن بامري . كاري را هميشه كردن . پيوسته كاري را كردن .

در تركی آذري : واژه (( اِتمك . etmak )) = كاركردن يا كاري را كردن . يا (( اِدَمن )) edaman  . = يعني اين كار را انجام ميدهم . يا اين كار را ميكنم .

حدس براين است كه نوعي ابدال انجام شده باشد . باين معني كه حرف ((d.c )) عربي در اين واژه و در تركي آذري بدل به حرف ((ت. t)) گرديده باشد كه امري طبيعي است البته معلوم نيست كه اين واژه حتماً و به فرس قاطع از عربي وارد زبان و گويش و نوشتار تركي شده باشد ((چون عربي زبان سامي است)) شايد تصادفي باشد از اينگونه شباهتها بسيار در زبان ها و گويش ها ديده شده است از اين گذشته ورزش باين صورت مدرن امروزي و كلاسيك و آكادميك يك پيشينه يكصد و اندي ساله دارد هرچند به يونان عهد باستان برميگردد. كه صد البته هميشه سهم ايران و ورزشهاي عهد باستان آن فراموش ميشود...

و ادمان و اتمان دقيقاً برگردان و ترجمان و اين هماني ورزش و ورزيدن فارسي است . و درعربي هم همان معني از آن استفاده ميشود و دور نيست كه از دو زبان فارسي و عربي گرفته شده و بومي سازي گرديده باشد.

در اينجا از بومي سازي ياد شد . كه به آن خواهيم پرداخت حال بهتر است نگاهي به واژه ورزش داشته باشيم .

1 - ورز ((بفتح و او و سكون را )) كار پياپي ، پيشه ، كسب وكا ر،كشت و زرع ، ورزه هم گفته شده . ورزكار ، برزگر ، كشاورز ، ورزه ، ورزي نيز گفته شده .

2 - ورزيدن : ورزش كردن ، كاركردن ، كوشيدن ، كاري را پياپي كردن ، تمرين كردن

3 - ورزش : كار پياپي كردن . كار پياپي. حركت دادن پياپي اعضاء بدن براي تقويت اعصاب و عضلات . هرگونه عمل و حركتي كه براي تقويت اعضاء و بمنظور حفظ تندرستي به تنهايي يا ((دسته جمعي)) انجام داده شود.

در سطور بالا به بومي سازي اشاره شد در تركي آذري فارغ از اينكه واژه ادمان از عربي گرفته شده باشد يا ترجمه دقيق و بدون كم وكاست. واژه ورزش باشد. باين بومي سازي برميخوريم كه شرح آن در پي خواهد آمد و دقيقاً به آن خواهيم پرداخت . 

4 - به ورزش كار= ورزشكار گويند ‹‹ادمانچي:ادمان چي ›› كه ‹‹ ادمان = ورزش و چي ›› تركه پسوند كه درآخر بعضي كلمات فارسي و تركه در مي آيد و يعني دارنده و سازنده را ميرساند . مثل تماشاچي، چايچي، درشكه چي، شيپورچي،سورچي،تاپوچي،وبا شماقچي، مانند آن پس ادمانچي ميشود= ورزشكار

5 - اما بومي سازي به اينجا ختم نميشود. در بعضي مواقع از پسوند او- لي – تر- استفاده ميشود.كه متاسفانه از فرهنگها فوت شده و اين غايت شدن دانشجو را از تحقيق و تفحص زياد باز ميدارد و باصل آن نميرسد.

لو – لي – و لر هر سه يكي است فقط در برخي و بعضي مواقع محل استعمالش فرق ميكند و ايضاً در لهجه ها و گويش هاي متفاوت و مختلف بعنوان مثال و مختصر اين است . شاملو = اهل شام كه درمحاورات شاملي گويند. بعد گويند كه از شاملوست يا ازشاملوهاست = شاملولركه مثال در شهرستان درگز زياد است . مانند ‌‌‌‌‌‌[دو دانلو]= صاحب دو دانگ زمين يا صاحب توت زارها يا گيرنده ماليات ها . ( توزانلو=گيرنده ماليات از آسيابان ها و آردكنندگان گندم و هر زمان راست و درست ) [وزانلو = سپاهيان جنگجو و جنگ آور شجاع] و غيره

حال با توجه به گفته هاي فوق و سطور قبل  كه گفتيم به تنهايي يا " دسته جمعي "  انجام داده شود.

ميگويند [ادمان چي لر] كه واج "لر" در اينجا اناده از كثرت ميكند يعني جمعي . دسته اي . گروهي .همانطوريكه در لو . لي ولر . همان كثرت و جمعيت از آن استفاده ميشود .


 

پي نوشت ها :

1 و 2  بانگاهي به فرهنگ فارس معين و فرهنگ عميد

و سلسه مقالات چهارراه تمدن نوشته مرحوم سید سروش كاظميان هفته نامه ابيورد چاپ درگز

و تصحيح چاپ نشده تاريخ بيهقي از مرحوم سید سروش كاظميان


ورود به سایت

 

خوش آمدید

سلامتی همان چیزی است که همه ما می خواهیم  . تنها زمانی که  سالم هستیم می توانیم از تمام چیزهای خوبی که در اطراف ما اتفاق می افتد لذت ببریم .